آن خانوم مسنی که به پرستار گفته بود ( چقدر تو باهوشی) ، امروز قبل از من توی اتاقک یو -اس بود. مانتو را کنده بود وبا یک تاپ سرخابیِ دست و دلباز دراز کشیده بود روی تخت. صدای شوخ و شنگش دلم را شاد می کرد.شوخی هایی با پرستار می کرد که فقط همانجا قابل شنیدن بود نه نوشتن و بازگو کردن در اینجا .

وسطهای کارش پرده ی اتاقک را کنار زد و به من که روی صندلی منتظر نشسته بودم گفت:

-جیگرتو برم من. چقدر تو خوشگلی!

و خندید. به خنده اش من هم خندیدم. بارها دیده بودم که این ( جیگرتو برم من، چقدر تو خوشگلی) را به همه می گفت. به هرکسی که در مسیر نگاهش بود.

کارش تمام شد .داشت تاپ سرخابی بندی اش را  زیر مانتو پنهان می کرد، گفتم:

-شما با این روحیه ی شاد و شوخ و شنگ چرا بیمار شدین آخه؟

چیزهایی گفت. خندید. خندیدم. پرستار هم  خندید.


اصلا نمی شناسمش اما فکر می کنم زندگی کردن با آدمهای این مدلی چقدر می تواند زندگی را راحت کند.خنده هاشان همه جا رو روشن می کند.


مشخصات

تبلیغات

محل تبلیغات شما

آخرین ارسال ها

موسسه خیریه سگال

برترین جستجو ها

آخرین جستجو ها

تی وی کالا کاج نیوز | kajnews.blogsky.com روانشناسی قفســــه کتاب ها صداهایی که می شنویم طراحی سایت و سئو سایت انسانیت بالاترین دارایی است... مدل مانتو،مدل مانتو مجلسی،مدل مانتو کتی،مدل مانتو پاییز و زمستان،مدل مانتو عید نوروز ،بهار دانلودآهنگ جدید mgkif